| |
برگی بر باد58 |
| |
چهارشنبه 1385/06/29-9 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
صدای خش خش برگهای خزونی توی گوشم ناله می کرد آسمان بغض هاشو تو پرده ی ابرهای سیاه پاره می کرد رعد و برق نگاه شهر را با صدایش خواب زده می کرد زمین از این همه سنگینی به روی شونه اش گله می کرد همچنان پای پیاده فارغ از صدای خشم آسمونی بی خیال از ناله ها ی برگ های زرد خزونی جاده های بی کسی رو طی می کردم آروم اروم تن غربت رو میشستم زیر قطره های بارون من به یاد عطر بارون زده ی گل های پونه
می کشیدم پای خسته را تو جاده به هوای بوی خونه وقتی که صدای خونه منو تا آخر جاده می کشونه
این سراب توی جاده که چشم هامو می بوشونه
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد57 |
| |
سه شنبه 1385/06/28-7 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
تو یه تاک قد کشیده پا گرفتی روی سینه ام واسی پا گرفتن تو عمری که من زمینم راز قد کشیدنت رو عمری دارم می بینم داری میرسی به خورشید ولی من بازم همینم
میزنم چوب زیر ساقه ات واسی لحظه های رستن ریختن آب زیر پاهات منو شستن و شستن توی سرما و تو گرما واسی تو نجاتم عمری تو هجوم باد وحشی سپر بلاتم عمری
آدما هجوم آوردن برگهای سبزتو بردن توی پاییز و زمستون ساقهاتو به من سپردن سنگینیت رو سینه ی من سایه توهم نصیب مردم میوه هاتم آخر سر که میشن قسمت هر قوم
نه دیگه پا میشم این بار خالی از هر شک و تردید میرم اون بالا ها مغرور تا بشینم جای خورشید تن به سایه ها نمیدهم بسه هر چی سختی دیدم انقدر زجر کشیدم تا به ارزوم رسیدم
بذار آدما بدونن میشه بیهوده نپوسید میشه خورشید شدو تابید میشه آسمونو بوسید |
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد55 |
| |
دوشنبه 1385/06/27-3 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
جریره
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم برای عشقبازی موجها قامتم یه بستر نرم یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی را تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیرو رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه آومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی آومد از منو دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا منو دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا دیگه رو خاک وجودم
نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن
میگذرد اما به سختی دل تنها و غریبم داره
این گوشه میمیرد ولی حتی وقت مردن
باز سراغ تو میگیرد
می رسد روزی که دیگر
قعر دریا میشه خانه ام
اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای میمونم
شعر از فرید زولا
خواننده : س.ق!!!!
|
| |
لینک ثابت
|
چشم به راه |
| |
یکشنبه 1385/06/26-11 قبل از ظهر
-کودک فهیم |
| |
بابا یک نظری نقدی تعریفی چیزی برای من بنویس
منتظرم 
وبلاگ من را به بقیه معرفی کن 
قربون مرامت
بای بای  |
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد54 |
| |
یکشنبه 1385/06/26-11 قبل از ظهر
-کودک فهیم |
| |
دروغ نگو
من دیگر بچه نیستم
دیگر اسیر هوسهات نیستم
بازیم نده
من بازیچه دستهات نیستم
با من بمان تا همیشه
اشک هایم باور کن
زندگی مرا
سیاه تر و تلخ تر نکن
*******
.
.
.
نظر یادت نره......
|
| |
لینک ثابت
|
سیاوش قمیشی |
| |
شنبه 1385/06/25-7 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است. سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند. سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است. اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی اعتراضی سیاه نیست و از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد53 |
| |
جمعه 1385/06/24-11 قبل از ظهر
-کودک فهیم |
| |
نیاز من*
تن تو گرمای جنوب را به یادم می آورد
زنگ صدات یاد تو را به یادم می آورد
وقتی نیستی زندگی فرقی با مرگ ندارد
تو زیبای مثل لحظه گل شدن یک غنچه
تو رهایی از همه مثل شاپرکی در باد
تو بزرگی و بزرگوار مثل وقت بارش باران
تو خونی که می دوی به گونه در دیدارت
تو لطیف و ساده ایی مثل گل سرخی
تو وسوسه کودکی برای غلتیدن در چمنزاری
تو مثل یک قصه پر از هیجان و حس شوقی
من نیازم هر لحظه با تو بودن است
از لبهایت دوستت دارم شنیدن است
*تاثیر گرفته شده از نیاز شهیار قنبری
ببخش مرا اگر کم نوشتم
اگر کم بودم و قد تو نبودم
از این به بعد بیشتر می نویسم....
نظر یادت نرود......
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد52 |
| |
شنبه 1385/06/18-10 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
وفا
اونی که می خواستیش اگر تو را می خواست
هرگز نمی رفتش و تنهات نمی گذاشت
وقتی هم که رفتش بگو بگو به آن بی وفا
که برو تنهام بگذار برو خدا نگهدارت بی وفا
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد51 |
| |
شنبه 1385/06/18-10 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
قصه رهایی
همه دار و ندارمی با من از آشناتر
تو تمام کس و کارم تو عشق و جانم
تو نهایت انتها تو معراج ترانه
تو نفس های من نفسی بریده
فصل تو شکفتن فصل رهایی تن
فصل من درهم شکستن فصل مرگ ستاره
از تو گفتن از تو مردن از تو بریدن
ساعت سفر تو آخر سفر نیست
قصه من قصه رهایی تن نیست
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد50 |
| |
شنبه 1385/06/11-11 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
تنها
گلی بهم دادی هنوز تو گلدان لب ایوان
عکست هنوز تو قابش لب تاقچه هست
صدای پات لب دالان با بی زبانیش
از جدایی و بی وفایی قصه می گویید
دستت از عزمت برای تنهایی می گویید
می دانم دوره این حرفها گذشته
می دانم بین ما همه چی تمام شده
عجب عشق این دوره بی دوام شده
اینها رو می گوییم تا آرام بشود دلم
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد49 |
| |
جمعه 1385/06/10-11 قبل از ظهر
-کودک فهیم |
| |
کاشکی
کاشکی شب برود و صبح بیاورد با خودش امید را
کاشکی تو بیای و نروی هرگز از نزدم تا آخرقصه
کاشکی صدای تو دوباره بشود لالایم شب تارم
کاشکی باز لبهای تو مثل غنچه باز بشوند
کاشکی دلم شکوه نکند و دوریت را بهانه نکند
|
| |
لینک ثابت
|
عشق |
| |
پنجشنبه 1385/06/09-11 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
دوست دارم در زبان های:
به زبان ایتالیایی : Ti Amo
به زبان یونانی : S'ayapo philo Su
به زبان روسی : Ya vas liubli
به زبان پرتقالی : Amo - te
به زبان فارسی : Dooset Daram
به زبان آلمانی : Ich liebe dich
به زبان اسپانیایی : Te quiero
به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig
به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho
به زبان فرانسه : Je t'aime
به زبان ارمنی : Jiroum em kez
به زبان انگلیسی : I Love You
به زبان ترکی : Seni seviyo rum
به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig
به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata
به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn
به زبان برزیلی : Eu te arno
به زبان هلندی : Ik hou van jou
به زبان عربی : Ohebbak
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد48 |
| |
پنجشنبه 1385/06/09-10 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
قصه
هر شعری که گفتم قصه تنهایم بوده
از تو بوده هر چه گفتم و سروده ام
قصه های رفتنت قصه های رهاییم
قصه های بی بازگشتت قصه دلم
بغض بی صدایی شدم و از تو دورم
از خودم کم کم بدم می آید اینک
تنم پوسیده و نفسم بوی درد دارد
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد47 |
| |
چهارشنبه 1385/06/08-10 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
مرام
تو قول دادی که بمانی پیشم تا آخر قصه
قصه ها گفتی از لیلی و مجنون زیر گوشم
نمی دانستی دل بیچاره من دیگر نا نداشت
نمی دانستش تو استاد رسم بی وفایی
گر چه از عشقت لبریزم و عاشق نازتم
نمی دانم چرا نمی توانم زیر قولم بزنم
برو برو گر چه می خواهمت قد یک دنیا
اما تو مرام ما نیست مکر و منت کشی
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد46 |
| |
سه شنبه 1385/06/07-9 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
دل تو
ستاره
چشم هایم اشکی ندارد
می دانم دگر پیداش نمی شود
نمی آید دگر بار باز
دوستم دیگر ندارد
می رود و من را تنها می گذارد
گوش کن ستاره
دل عاشق خریداری ندارد
خدایا
بیا و بنشان گل وفا را روی سینه اش
بیا و به درد دل من مبتلاش کن
تا که رسوا بشود
برود و دلش هزار پاره بشود
آخه ستاره آهای ستاره
دل عاشق ندارد خریداری
سر عاشق هست همیشه بالای دار
نظر یادت نره........ بگو خوبم یا بدم .............. بگو حال میده یا نه........ بگو ای یار بگو............
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد45 |
| |
دوشنبه 1385/06/06-7 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
چشمهایت
جشن چشمهايت را گرفتم، توحضور سبز رويا
آسمان غرق نگاهت، حسم لبريز دريا
جشن چشمهايت را گرفتم، توشب شادي يک ساز
زندگي مديون چشمهايت، خاطره سرشار پرواز
جشن پاک مهرباني تو زلالي يک رودخانه
عکس نازنين چشمهايت تا تداعي يک آيينه
جشن با شکوه باران تو باغي عاشقانه
از غزل غزل نگاهت تا خود خود ستاره
جشن چشمهايت را گرفتم روي کاغذهاي کاهي
تو شبي اگرچه ابري، اما مهتابي و آبي
جشن چشمهايت را گرفتم پرانس و مهرباني
رنگ تو رنگ محبت، رنگ چشمهات آسماني
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد44 |
| |
یکشنبه 1385/06/05-1 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
تقدیم به م.م و البته خودم:
ای تو
ای آنکه به جز تو
هوایی به سرم نیست
جز یاد عزیزت
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت
کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
قدر تو و احساس تو
را کسی نفهمید
دلت از همه رنجید
از عالم و آدم
همه جا رنگ و ریا دید
دلت از همه رنجید
من مثل تو از همه رنج کشیدم
به جز غصه ندیدم
یک جرعه وفا
از لب دریا طلبیدم
لب تشنه دویدم
ای تو نایاب گوهر ناب
ناز مخمل ترمه خواب
ای تو همدرد ای تو همدل
عاقبت عشق از تو گل کرد
عاشقم من عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد43 |
| |
جمعه 1385/06/03-10 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
تقدیم به م.م عزیز:
دریچه*
هر دریچه ای که رو به شب گشودم
فکر تنهایی چشمهای تو بودم
عاشقانه های من شعر تو بوده
از تو بوده هر چی گفتم و سرودم
چشم من همیشه دنبال تو بوده
همه ی ترانه هایم مال تو بوده
هر نفس همیشه در یاد تو بوده
برگ باغ رفته بر باد تو بودم
همه جاده های دنیا را دویدم
در سفر هایم به صدای تو رسیدم
هر کجا رفتم و هر جا رسیدم
همه دنیا را با چشم تو دیدم
یاد تو همسفر شام و سحرگاه
شوق دیدن تو در نهایت راه
از تو غربتم همه خاک زمین شد
عاشقانه های من عاشق ترین شد
*سرافراز۱۳۷۴
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد42 |
| |
پنجشنبه 1385/06/02-12 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
عمرم با غصه شده همرنگ
اگر تنهایی کوهی
سکوت شوره زارم
اگر فریاد دردی
ابر بی باران دشتم
اگر آواره ای
باد سرگردان دشتم
اگر موج ناآرامی
خواب پریشانم
اگر خلوت نشینی
چو مرغ توفان ساحل نشینم
دلم تنگ شده وعمرم شده
با غصه همرنگ
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد41 |
| |
چهارشنبه 1385/06/01-9 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
عادت*
هرگز نخواستم که تو را باکسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یک لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
اینقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه می شکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی
ترسم این که روی تنت جای نگاهم بماند
یا روی شیشه ی چشمهایت غبار آهم بماند
تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه می شکنی
مثل همی آرزوهایم تجسم خواب منی
......
*اردلان سرافراز۱۳۵۳
|
| |
لینک ثابت
|
|