| |
برگی بر باد99 |
| |
جمعه 1385/10/29-1 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
دوستی چو عشق در دل نهادن
چو پروازی به اوج آسمان رسیدن
دوستی از عشق و از جان گفتن
در جدایی ها از پیمانها گفتن
تفدیم به freshboy  |
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد 89 |
| |
دوشنبه 1385/10/18-10 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
بین این همه غریبه تو به آشنا می مونی حرفای تلخی که دارم من نگفته ، تو می دونی من پر از حرفای تازه عاشق گفتن و گفتن تو با درد من غریبه اما تشنه ی شنفتن صدای ترد شکستن مثل گریه با صدامه تلخی هق هق گریه طعم سرد خنده هامه گرمی دست نوازشگر تو مرهم زخمای کهنه ی منه تپش چشمه ی خون تو رگ من تشنه ی همیشه با تو بودنه ململ ابری دستات پر رحمت مثل بارون سکت نجیب چشمات پر غربت بیابون واسه اینتن برهنه ناز دست تو لباسه حس گرم با تو بودن مثل رؤیا ناشناسه مثل حس کردن و دیدن عاشق منظره هایی دشمن ساده و پک پرده ی پنجره هایی
ایرج جنتی عطایی
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد 88 |
| |
یکشنبه 1385/10/17-3 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
علي را چه بنامم؟علي را چه بخوانم؟ ندانم ندانم ثنايش نتوانم نتوانم
علي دست خدا بود علي مست خدابود
علي را چه بنامم؟علي را چه بخوانم؟ ندانم ندانم ثنايش نتوانم نتوانم
خدا خواست که خود را بنمايد. درجنت خود را برخ مابگشايد. علي را بهمه خلق نشان داد.
علي رهبر مردان صفا بود علي آينه ي پاک خدا بود.
علي را چه بنامم؟علي را چه بخوانم؟ ندانم ندانم ثنايش نتوانم نتوانم
علي گرچه خدا نيست وليکن زخدا نيز جدا نيست
برو سوي علي تا که وفا را بشناسي ببر نام علي تا که صفارا بشناسي اگر آينه خواهي که به بيني رخ حق را علي را بنگر تا که خدا را بشناسي.
چه گويم سخن از او؟ که نگنجد به بيانم ندانم که سخن را به چه وادي بکشانم؟
نــــدانــــم نـــــــــدانــــــــــم ثـنـايـــش نـتـــوانـــم نـتـــوانـــم
عـلـي مـرد حــقـيـقـت عـلـي شــاه طـريـقـت
علي مرهم دلهاي خراب است ره کوي علي راه صواب است
علي را چه بنامم؟علي را چه بخوانم؟
ثــنــايــش نــتــوانــم نــتــوانــم
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد87 |
| |
سه شنبه 1385/10/12-12 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
میباره بارون روی ناودون ها
دونه دونه چیکه چیکه
می خونه رهگذر توی بارون
هق هق کنان هی هی کنان
میگه این بارون به یادتو میباره
دونه دونه چیکه چیکه
این بارونه که به یادت از چشمام میباره
هق هق کنان هی هی کنان
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد86 |
| |
جمعه 1385/10/08-11 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
من و تو اول راهیم هر دوتایمون بی سر پناهیم
اگه عشقمون نباشه هر دوتایمون تباهیم
برای داشتن عشقت همه هستیمو باختم
برای با تو بودن این ترانه ها رو خوندم
|
| |
لینک ثابت
|
برگی بر باد85 |
| |
جمعه 1385/10/01-11 بعد از ظهر
-کودک فهیم |
| |
بی سرزمین تر از باد
صورتِ عکسِ تو آلبوم خیسه ، دوباره خاطرهتُ بوسیدم ! این سوالِ بی جوابُ از خودم ، تا حالا هزار دفه پرسیدم :
با کدوم ترانه باز جون میگیره ، نبضِ اون حنجرهی فیروزه ؟ میدونم بدونِ تو فردای من ، رنگِ خاکستریِ دیروزه !
تنْتشنه مثلِ خورشید ! بیسرزمینتَر از باد ! کولیتَر از ترانه ! بیپَرده مثلِ فریاد ! تنهاتر از سکوتم ! روشنتر از ستاره ! عاشقتر از همیشه ، با من بخون دوباره !
پلکای پنجره رُ وا میکنم ، تو کوچه زمزمهی مهتابه ! همهی پنجرهها خاموشن ، انگار این کوچهی خلوت خوابه !
بیصدا اسمتُ فریاد میزنم ! هقهقم حنجرهمُ میبنده ! دوباره دستای نامرییِ شب ، پِلکای پنجرهمُ میبنده !
تنْتشنه مثلِ خورشید ! بیسرزمینتَر از باد ! کولیتَر از ترانه ! بیپَرده مثلِ فریاد ! تنهاتر از سکوتم ! روشنتر از ستاره ! عاشقتر از همیشه ، با من بخون دوباره
گلرویی- تجربه های لحظه لحظه های من می باشد
|
| |
لینک ثابت
|
|