تبليغاتX
برگی بر باد
برگی بر باد

برگی حیرون در مسیر متلاطم باد

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

برگی بر باد 108

جمعه 1386/01/24-12 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

رسم عاشقی

چی فکر کردی عاشقی زوریه؟

 فکر کردی عشق و عاشقی پولیه؟

خیال کردی خاطرخواهی ادما اینجوریه؟

برو و دست از سرما بردار

 برو تو مال این حرفا نیستی

توعاشق نیستی وعاشقی نمیفهمی

بیا و عشق رو از ما یاد بگیر

از ما که عاشقیمو عاشق نشدیم!!

 

 

 

لینک ثابت |

برگی بر باد 107

چهارشنبه 1386/01/22-1 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

عاشقی

دست از سرمن بر نمیداره این عاشقی

تو ببین دل شیدایم تو سینه چه میکنه

اروم نمیشینه یجا.  نمیخواد بمونه تنها

اون روز که دید تورو. شنید  صدای گرمتو

دیونه شد و پرکشید و عشقتو بجون خرید

دلمو سرراه میذاری و دیگه کاریش نداری

بیا و دلمو نشکون و تنهایم نذار تو غربت 

بیا که عمر و زندگیم رو به پات بریزم ای زیبا

نمی تونم بی تو لحظه ای زنده باشم

من نمی خوام از عشقت جدا شم

 

 

 

 

لینک ثابت |

برگی بر باد 106

سه شنبه 1386/01/21-12 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

 

سهم من

دلم میخواد تو سکوت داد بزنم

اسمتو میون آدما فریاد  بزنم

بگم طلسم  دیو شب  شدم

بگم اسیر دنیای تارش شدم

دلم میخواد بدونی اگه نمیدونی

وحشت از شب سیاه و تار ندارم

اگه بمونی تو کنارم توی تنهایام

ای مرهم دلواپسی توی اوج دردهام

تویی که دستای سردم هنوز

جون میگیره از گرمی عشق تو

مسیحای منی. تو سجدهگاه شبنمی

زیبا تر از اقاقیا. تو سهم منی

 

 

 

 

لینک ثابت |

برگی بر باد 105

چهارشنبه 1386/01/08-7 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

 

دل افروز ترين روز جهان،

خاطره اي با من هست.


به شما ارزاني :


 

سحري بود و هنوز،


گوهر ماه به گيسوي شب آويخته بود .


گل ياس،


عشق در جان هوا ريخته بود .


من به ديدار سحر مي رفتم


نفسم با نفس ياس درآميخته بود .


 


مي گشودم پر و مي رفتم و مي گفتم :

(( هاي !


 بسراي اي دل شيدا، بسراي .


اين دل افروزترين روز جهان را بنگر !


تو دلاويز ترين شعر جهان را بسراي !


 


آسمان، ياس، سحر، ماه، نسيم،


روح درجسم جهان ريخته اند،


شور و شوق تو برانگيخته اند،


تو هم اي مرغك تنها، بسراي !


 


همه درهاي رهائي بسته ست،


تا گشائي به نسيم سخني، پنجرهاي را، بسراي !


بسراي ... ))


 

من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي رفتم !

 


در افق، پشت سرا پرده نور


باغ هاي گل سرخ،


شاخه گسترده به مهر،


غنچه آورده به ناز،


دم به دم از نفس باد سحر؛


غنچه ها مي شد باز .

غنچه ها مي رسد باز،


باغ هاي گل سرخ،


باغ هاي گل سرخ،


يك گل سرخ درشت از دل دريا برخاست !
چون گل افشاني لبخند تو،


در لحظه شيرين شكفتن !


خورشيد !


چه فروغي به جهان مي بخشيد !


چه شكوهي ... !


همه عالم به تماشا برخاست !


 


من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم !


 


دو كبوتر در اوج،


بال در بال گذر مي كردند .


 


دو صنوبر در باغ،


سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلي مي خواندند .


مرغ دريائي، با جفت خود، از ساحل دور


رو نهادند به دروازه نور ...


 


چمن خاطر من نيز ز جان مايه عشق،


در سرا پرده دل


غنچه اي مي پرورد،


- هديه اي مي آورد -


برگ هايش كم كم باز شدند !


برگ ها باز شدند :


ـ « ... يافتم ! يافتم ! آن نكته كه مي خواستمش !


با شكوفائي خورشيد و ،


گل افشاني لبخند تو،


آراستمش !


تار و پودش را از خوبي و مهر،


خوشتر از تافته ياس و سحربافته ام :


(( دوستت دارم )) را


من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام !


 


 اين گل سرخ من است !


دامني پر كن ازين گل كه دهي هديه به خلق،


كه بري خانه دشمن !


كه فشاني بر دوست !


راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست !


 


در دل مردم عالم، به خدا،


نور خواهد پاشيد،


روح خواهد بخشيد . »


 


تو هم، اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو !


اين دلاويزترين حرف جهان را، همه وقت،


نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو !


« دوستم داري » ؟ را از من بسيار بپرس !


« دوستت دارم » را با من بسيار بگو !


 


                                             فريدون مشيري

لینک ثابت |

تولد

شنبه 1386/01/04-9 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

در درجه اول

نه ماهگی!!! وبلاگم را تبریک می گوییم!!!

و در ادامه تولدم را به خودم!!!!

دوستان می توانند کادو های خود را برای من بفرستند.چک هم قبول

می کنیم

 

 

لینک ثابت |

عید 2

چهارشنبه 1386/01/01-3 قبل از ظهر -کودک فهیم

نوروز

 از جشن‌هاي باستاني ايرانيان است که امروزه در محدوده جغرافيايي ايران زمين يعني در در زمانهاي کهن، جشن نوروز در نخستين روز فروردين (21 مارس) آغاز مي‏شد، ولي مشخص نيست که چند روز طول مي‏کشيده‏است. در بعضي از دربارهاي سلطنتي جشن‏ها يک ماه ادامه داشت. مطابق برخي از اسناد، جشن عمومي نوروز تا پنجمين روز فروردين برپا مي‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شايد بتوان گفت، در طي پنج روز اول فروردين جشن نوروز جنبه ملي و عمومي بود، در حاليکه طي باقيمانده ماه، هنگامي‏که پادشاهان مردم عادي را به دربار شاهنشاهي مي‏پذيرفتند جنبه خصوصي و سلطنتي داشت.جشن نوروز از آيين‌هاي باستاني و ملي ايرانيان مي‌‌باشد. جزئيات چگونگي اين جشن تا پيش از دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا نيز هيچ اشاره‌اي به اين جشن نشده است. همچنين از ديد مذهب و باورهاي ديني ايرانيان باستان در ارتباط با اين جشن اطلاعاتي در دست نيست. اگرچه مطالبي کلي در تعداد اندکي از کتابهاي نوشته شده در روزگار ساسانيان درباره جشن نوروز وجود دارد.با استناد بر نوشته‌هاي بابليها، شاهان هخامنشي در طول جشن نوروز در ايوان کاخ خود نشسته و نمايندگاني را از استان‌هاي گوناکون که پيشکش‌هايي نفيس همراه خود براي شاهان آورده بودند مي‌‌پذيرفتند. گفته شده که داريوش کبير، يکي از شاهان هخامنشي (421 - 486)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدايان بزرگ بابليان بود ديدن مي‌‌کرد.همچنين پارتيان و ساسانيان همه ساله نوروز را را با برپايي مراسم و تشريفات خاصي جشن مي‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ويژه خود را پوشيده و به تنهايي وارد کاخ مي‌‌شد. سپس کسي که به خوش قدمي شناخته شده بود وارد مي‌‌شد. و سپس والامقام‌ترين موبد در حالي که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هايي همه از جنس زر، شمشير، تير و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حين زمزمه دعا وارد کاخ مي‌‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفي منظم وارد کاخ شده و هداياي خود را تقديم شاه مي‌‌کردند. شاه پيشکش‌هاي نفيس را به خزانه فرستاده و باقي هدايا را ميان حاضران پخش مي‌‌کرد. 25 روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهاي گلي در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گياه مختلف بر بالاي هريک از آنها کاشته مي‌‌شد. در روز ششم نوروز، گياهان تازه روييده شده بر بالاي ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ مي‌‌پاشيدند و تا روز 16 فروردين که به آن روز مهر مي‌‌گفتند، آنها را برنمي داشتند.جشن‌هايي که از آن روزگار به يادگار مانده، هيچ يک به طول و تفصيل نوروز نيست. نوروز جشني است که يک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوري) به پيشواز آن مي‌آيد و جشني ديگر (سيزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.نوروز در گذشته داراي آداب چندي بوده است که امروز تنها برخي از آنها برجاي مانده و پاره‌اي در دگرگشت‌هاي زمانه از بين رفته‌اند. از رسم‌هاي بجا مانده يکي راه افتادن حاجي فيروز است.

لینک ثابت |

عید

چهارشنبه 1386/01/01-3 قبل از ظهر -کودک فهیم

 

عزيزان سلام .

و اين طنين قدمهاي بهار است که ما را به آغازي دوباره فرا ميخواند .سبزيش در لحظاتتان جاري و مقدمش گرامي باد . در آستانه  حلول سال نو دنيا را برايتان شاد شاد و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم . براي فرا رسيدن چنين لحظاتي مشتاقانه و بي تاب انتظار کشيدم و حال که سعادت ياري کرد براي يکايک شما عزيزانم سلامت - سعادت -سيادت - سرور - سروري - سبزي و سرزندگي را از درگاه ايزد منان خواهانم . اميدوارم از اين پس اگر اشکي در چشمها مينشيند فقط اشک شوق و شادي باشد و بس . خوش و خرم و پيروز باشيد ايام به کام . نوروز بر شما مبارک باد .

 

 

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.