درد
دوباره دلم برای یه جرعه عشق پاک لک زده
اما تو شهر لعنت شده، دلهای آدمهاش کپک زده
دوباره از سکوتم چه ترانه ها برای دلم نخوندم
دوباره این دل دیونه چه تنها و بی کس ندیدم
وقتشه داد بزنم تو سوکتت، که عاشق ترین منم
تو این شب تار، می شکنم اما از دردم نمی گم