تبليغاتX
برگی بر باد
برگی بر باد

برگی حیرون در مسیر متلاطم باد

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

برگی بر باد 175

شنبه 1386/11/27-7 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

جاده های مهربونی

بهترین ترانه را من ازچشمهای تو می سازم

تو قمار زندگیمون تو نباشی من می بازم

اگر باشی در کنارم با تو من مالک دنیام

بیخیال غربت و غم بیخیال فردام

دوست دارم دوست دارم

 توی دنیا فقط تورا دارم

مثل اسمون که تنها امیدش چندتا ستاره هست

دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوباره هست

سر انگشت تو یعنی قصه خوب نوازش

هر نگاه عاشق تو غزل ابی خواهش

جاده های مهربونی می گذره ازتوی نگاهت

روشن شبهای تارم با خیال روی ماهت

 

 

لینک ثابت |

برگی بر باد 174

سه شنبه 1386/11/23-8 قبل از ظهر -کودک فهیم

 

 

دهانت را مي‌بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي‌پويند مبادا شعله‌اي در آن نهان باشد
روزگار غريبيست نازنين روزگار غريبيست نازنين
و عشق را كنار تيرك راهبند تازيانه مي‌زنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
روزگار غريبيست نازنين روزگار غريبيست نازنين
و در اين بن‌بست كج و پيچ سرما
آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان مي‌دارند
به انديشيدن خطر مكن روزگار غريبي‌ست
آن كه بر در مي‌كوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
آنك قصابانند بر گذرگاهها مستقر
با كنده و ساتوري خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحي مي‌كنند و ترانه را بر دهان
كباب قناري بر آتش سوسن و ياس
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
ابليس پيروز مست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته است
خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد

 

 

لینک ثابت |

برگی برباد 173

سه شنبه 1386/11/16-4 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

آهای سکسی

بیا بچسبون تنت رو به تنم

داغ داغم، حشر حشرم

بیا بغلم دیگه زده به سرت

امشب اینجا خیلی خبرهاست!

می سوزونه تنم آتیش بدنت

بیا بو کنم عطر تنت

دستت حلقه کن دور بدنم

بذار لب های داغت رو لبهام

بیابغلم کن و دلم رو زیر و رو  کن

آهای س.ک.س.ی بغلم کن و رهایم کن

سر  میگذارم رو سینه ات 

دست می کشم روی بدنت

 بوسه می گذارم رو گونه ات

لمس می کنم تمام تنت

من هرچی دارم امشب مال تو

آروم می گیرم بین دست های تو

امشب بیدارم و خواب ندارم

لب رو رد کن،من دیگه تاب ندارم

بیا فشار بده منو تو بغلت

یه  بوسه بده از لب های عسلت

چشمهات رو ببند و لب هات باز کن

خودت را توی آغوشم رها کن

بیا بریم تو اتاق تنهای تنها مست مست

 

 

با تشکر از بعضی ها

لینک ثابت |

برگی برباد 172

دوشنبه 1386/11/08-6 بعد از ظهر -کودک فهیم

 

بمان

عشق را باور کن و با عاشقی تنهابمان

چشم به گذر زمان تا فردای مبهم بمان

با همه ی خستگی ها و غربتش دوباره

در آغوش ناآرام این دریا تا ابدیت بمان

وقتی نیستی چه زندگی بیهوده است

بی تو میمیرد دلم آشنای قدیمی توبمان

 

ما باز بر گشتیم....

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.