|
توی خواب نیمه شبی،
تورا می نگرم به برم
تو را پرستیدم به نگاهی
از شرم نگاهت،
همه خیس شد پیشانیم
عطر تنت پیچید و مدهوشم کرد،
پیچد و عالمی را معطر کرد
با تاب گیسو هانت
مرا بر سر شانه نوازش می کنی،
آسیمه بر می خزیم،
تو نیستی در بر من....
آه ای عشق من!
من بی تو؟!
در خواب من بمان
و شیرین کن همه عمرم
رهام کن از همه تشویش
رهام کن از من و خود
آه ای عشق من!
|